تعامل جسم و روان
محمّدرضا حاتمي
مقدّمه
مبحث تعاملات نفس و بدن با يكديگر سابقه اي طولاني دارد، به گونه اي كه پزشكان و فيلسوفان نامدار قديمي همواره بر آن پافشاري مي نموده اند. افلاطون معتقد بود همان گونه كه چشم را بدون سر و سر را بدون بدن نمي توان درمان نمود، بدن را نيز نمي توان بدون در نظر گرفتن روان درمان كرد. ارسطو مي گفت: احساسات آدمي بر بدن، و ويژگي هاي بدني بر روح او تأثير مي گذارند. ابن سينا نيز با كمك گرفتن از تجارب پزشكي خويش نمونه هايي از ارتباط و تأثير متقابل نفس و بدن را بيان كرده است.1
دانشمندان علوم انساني و پزشكي در دوران معاصر نيز با پژوهش هاي متمركز بر تأثير حالات رواني بر بدن و اثرگذاري شرايط جسماني بر نفس و روان، مجموعه وسيعي از اطلاعات ارزشمند را در اختيار محققان قرار داده اند، به گونه اي كه حتي گروهي از ايشان، انسان را موجودي زيستي ـ شيميايي ـ رواني ـ اجتماعي2 معرفي كرده اند.
اين نوشتار، در ابتدا با استفاده از يافته هاي دانشمندان، به مواردي از تأثيرات متقابل روان و بدن بر يكديگر مي پردازد و سپس ديدگاه هاي عمده در زمينه تعامل اين دو ساحت را مطرح مي كند.
تأثيرات بدن بر روان
همان گونه كه بيان شد، شرايط جسماني بر نفس و روان تأثير مي گذارند. به نمونه هايي از اين تأثيرات در ذيل اشاره مي نماييم:
1. تحريك الكتريكي نواحي مختلف مغز آثار قابل توجهي را به بار آورده است: در مناطق حسي، احساس صدا يا طعم برانگيخته شده، و در قسمت هاي طرفيني، خاطراتي بيدار گرديده است. تحريك قسمت جلويي مغز، باعث شده است كه شخص مورد آزمايش، بي اراده و خود به خود دستش